تبليغاتX
.:: بیا ::.
بیا
« Home » « Archive » « Email » « RSS » « Template Designer »
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 0:25
سلام و عرض ادب و احترام حضور شما دوست گرامي
از اينکه زيبا و با احساسات دروني خودتون نگاشتيد تبريک ميگم به شما و خداوند مهربان را شاکرم که اين توفيق را داشتم که به وبلاگ زيبايتان نظري داشته باشم و دوباره روحم را جلا بدم با حرفهاي درون شما به حر حال خيلي سپاسگزارم که زحمت کشيديد و نگاشتيد اميدوارم دوباره اين لياقت را داشته باشم که به نوشته هاي شما نظري بکنم

به نوشته هاتون ادامه بديد تا ما هم شاهد اين همه زيبايي درون شما و بيناي حقايق انساني باشيم
به اميد ديدار دوباره شما

در ضمن تبادل لينك كنيم؟


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط | موضوع:

چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 0:22
´´´´´´´´´´´´´,;****,´´´´
´´´´´´´´´´´´,*¨¨,“¨¨*,´´´
´´´´´´´´´´´,**¨¨¨@“;“;;-…
´´´´´´´´´-,¨**¨¨¨¨“)““-““““
´´´´´´´´//,***¨¨¨¨*
´´´´´´´(,(**/*“¨““¨¨*
´´´´´´((,*/*;);*)¨¨¨¨*
´´´´´((,**)*/**/¨¨¨”¨*
´´´´,(,****.:)*¨¨¨¨¨¨*
´´´((,*****)¨¨¨¨¨¨¨*
´´,(,***/*)¨*¨¨¨¨,¨*
´´,***/*)¨*¨¨,¨*
´)*/*)*)*¨¨*
/**)**¨¨“\\)\\)
*/*¨¨¨¨,...)!))!).....,(
“,¨¨¨¨_)--“--“------/_.
مهسا جون عالیه!
|+|
نوشته شده توسط | موضوع:

چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 0:19
دل تنگی ها هر روز بیشتر میشوند تا مرا از اینکه هستم رنجو تر سازند ....

تا قامت ایستاده ام را خورد کنند......

تا چشمان درخشانم را کم سو کنند......

تا قلبم را خسته وبیمار کنند........

اما نمیدانند که نفسم به بهانه او دم و باز دم می کند که شاید اگر عطر هوایش در اسمان باشد ان

را از سینه سپهر به دزدد تا برایش  دم مسیح باشد......

تا جان در گره تپش قلب او با شد........

تا لبها مشتاق یه بوسه از باغ سینه اش باشد........

خیال

|+|
نوشته شده توسط | موضوع:

چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 0:16
................ ٭ §٭ §٭§٭.............................................................
.......... ٭ §٭ .............٭ §٭........................................................
.........٭ §٭ ................ ٭ §٭ ..................٭ §٭ §٭ §٭...................
....... ٭ §٭.......................٭ §٭.......... ٭ §٭ ............٭ §٭ ............
....... ٭ §٭..........................٭ §٭ .... ٭ §٭ .................٭ §٭...........
....... ٭ §٭ ..........................٭ §٭٭ §٭ .......................٭ §٭.........
........ ٭ §٭..............................٭ §٭ .............................٭ §٭ .......
......... ٭ §٭ ................................................................٭ §٭ ......
........... ٭ §٭ ............................................................٭ §٭ ......
............. ٭ §٭ ..........................................................٭ §٭ .......
............... ٭ §٭ .......................................................٭ § ٭ .........
................. ٭ §٭ ...................................................٭ §٭ ............
................... ٭ §٭ ...............................................٭ §٭ ..............
..................... ٭ §٭ .........................................٭ §٭.................
........................٭ §٭ ....................................٭ §٭ ....................
......................... ٭ §٭ ..............................٭ §٭ .......................
.............................. ٭ §٭ ......................٭ §٭ ..........................
.................................. ٭ §٭ .............. ٭ §٭ ..............................
..................................... ٭ §٭ .........٭ §٭ ..................................
........................................ ٭ §٭..٭ §٭ ......................................
...............................................٭ §٭ .........تقدیم به بهترین دوست....

مهسا جون دستت در نکنه!

|+|
نوشته شده توسط | موضوع:

چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 0:6

سير تکامل آقا پسرها

سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست

|+|
نوشته شده توسط | موضوع:

سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 15:48
    فرود آمده ام تا مرز اوهام و خیالاتی ناپالوده...

   فکر و خیالاتی که روحم را تنزل داده اند تا پشت این همه حصار هوای سفر از خاطرم پرواز کند...

   از حقایق آن سوی مرزهای این زندان به دور افتاده ام....

   دیر زمانی است که دیگر سفر نکرده ام....که از خود جدا نشده ام.....

   با رویاها بازی می کنم...بازی می کنم چون خاکبازی کودکان نابالغ....

   و نهایت با دلی بوی خاک به خود گرفته همه چیز را به هیچ می بازم....

   معبود من...اگر جوانی و خامی ...اگر زیبایی و شیدایی این است...

    پر و بالشان شکسته باد...

  

|+|
نوشته شده توسط | موضوع:

سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 15:31

زيباترين تصويري که در زندگانيم ديدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود. *** زيباترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني تو بود. *** زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود. *** زيباترين انتظار زندگیم حسرت ديدار تو بود. *** زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود. *** زيباترين هديه عمرم محبت تو بود. *** زيباترين تنهاييم گريه براي تو بود. *** زيباترين اعترافم عشق تو بود

|+|
نوشته شده توسط | موضوع:

دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 22:13
فردی که در تصویر مشخص شده است محمود احمدی نژاد استسال 54، زمين شهباز، تيم فوتبال دانشگاه علم و صنعت، گفته مي شود نفر سمت راست، نشسته، محمود احمدي نژاد است که آن روزها دانشجوي رشته مهندسي عمران و عضو تيم فوتبال دانشگاه بوده است. ضربات پنالتي آقاي رئيس جمهور به ابراهيم ميرزاپور پيش از اعزام به مسابقات جام جهاني آلمان را به ياد بياوريد... استيل ضربه زدن رئيس جمهور به توپ، نشان مي داد، او پيش از اينها پا به توپ بوده است.

منبع روزنامه اعتمادتاریخ ۲۷/۵/۸۶

|+|
نوشته شده توسط | موضوع:

جمعه نهم شهریور 1386 22:50
كردستان در واكنش به شكنجه و قتل شوانه قادري دستگير شد، در مصاحبه با راديو فردا مي گويد:
ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط | موضوع:

پنجشنبه هشتم شهریور 1386 23:50
اعلام دلايل سازمان بازرسي کل کشور براي پيشنهاد حذف دوره
پيش‌دانشگاهي




ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط | موضوع:

پنجشنبه هشتم شهریور 1386 23:15

20:47 07/06/1386

سومین برد پی در پی تیم فوتبال پیروزی در لیگ هفتم / پیروزی 3 - ابومسلم 0

 

تیم فوتبال پیروزی در سومین بازی لیگ برتر امسال در برابر ابومسلم مشهد به برتری رسید.

به گزارش سایت رسمی باشگاه پیروزی (پرسپولیس)، تیم فوتبال پیروزی عصر امروز(چهارشنبه)ساعت 16:30 در ورزشگاه ثامن الائمه مشهد به مصاف تیم فوتبال ابومسلم رفت که در این بازی مهدی واعظی، پژمان نوری، شیث رضایی، علیرضا واحدی نیکبخت، حسین بادامکی، محسن خلیلی، فرزاد آشوبی ، سپهر حیدری، عباس آقایی، احسان خرسندی و محمد نصرتی برای تیم پیروزی به میدان رفتند.

در دقیقه ابتدایی بازی نیکبخت واحدی با ضربه پنالتی توپ را درون دروازه ابومسلم خراسان جای داد و محسن خلیلی در دقایق 52 و 92 نیز دو گل دیگر تیم پیروزی را به ثمر رساند.

محمد رضا مامانی و احسان خرسندی، بهادر عبدی نیمه دوم جایگزین کریم باقری، علیرضا واحدی نیکبخت و حسین بادامکی شدند.

تیم فوتبال پیروزی در این بازی با نتیجه 3 بر 0 به برتری رسید و با 9 امتیاز همچنان در صدر جدول رده بندی لیگ برتر قرار دارد.

گفتنی است در دقایق پایانی این بازی یکی از بازیکنان تیم ابومسلم خراسان به دلیل حرکت غیر ورزشی از زمین بازی اخراج شد.

|+|
نوشته شده توسط | موضوع:

پنجشنبه هشتم شهریور 1386 23:2
دانا و مریم
ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط | موضوع:

Copyright © 2006 - Designer:« Mojtaba Shabani » Site bus:« »